My inner self is bleeding form the problems of the heart May your fortune be as dark as mine then, O heart of mine Because of this playful heart I am getting farther away from the circle of God You may also get farther away from your circle of tranquility O heart! Khajoo Kermani, a great poet & learned man of the 12 century A.D. Iran, a disciple of Abou Eshagh Kazerouni. From his own account Khajoo was born on the 20th of the Month of Zihaje, year 689 Hijri.

From the elite of Kerman, he spent his childhood in that city. Then he went on long journeys to places such as: Hejaz, Syria, Jerusalem, Persian & Arabian parts of Iraq, Egypt, the Province of Pars and some port cities on the Persian Gulf. He accumulated abundant knowledge & experiences on these journeys. From his contemporary characters we can name people like: Sheik Ul_Islam Aminudin Balyani & Sheik Alaoddoleh Semnani, whom he was a great fan of both. Amongst other contemporary of his time we should mention the great poet of Shiraz "Hafez", with whom he had a very close friendship. Of course Khajoo had seniority to Hafez both in age and in his years of reciting poetry. So the time he spent in Shiraz with Hafez & with the development of their close friendship Khajoo undertook Hafe's guidance and influenced him a great deal. Therefore in reading Hafez's poetry Book (Divan Hafez) one can see many verses which are direct imitations of Khajoo's style of reciting love-poems. Khajoo passed away in the trouble year of 750 Hijri in Shiraz. His tomb is located at the famous city gate of "Darvaze Qoran" in that city, in a place called "Tang Allah-o-Akbar". His literary works includes: Divan of Elegiac, Love-poem, Rubaiyat, Sam Naame, Homai & Homayoun, Flower & Norouz, Rozat-Ul-Anwar, The book of Perfection, etc....... When the broken hearted seeks healing, facing the Kaaba or a Fire Temple is the same! Where there is the anguished, there is no patience to pray Without love, the land of truth shall not be conquered Since without the love, nothing is real anyways!

خــواجوی کرمانی

 

خون شد جگرم ز دل  که خون باد این دل 
       پیوسته چو بخت من نگون باد این دل

از دست دل از پــرده بـــــــرون افتــــــادم
      کز پــــرده عافیت بـــــرون باد این دل

      

خواجوی کرمانی، عارف و شاعر بزرگ ایران در قرن هشتم هجری و از پیروان ابواسحق کازرونی بوده است.خواجو ولادت خود را در بیستم ماه ذی حجه سال ۶۸۹ هجری قمری ذکر کرده است.

او از بزرگ زادگان کرمان بوده است و دوران کودکی را در کرمان گذرانید. و سپس به سفرهای طولانی خود به حجاز، شام، بیت المقدس، عراق عجم، عراق عرب، مصر و فارس و بعضی از بنادر خلیج فارس پرداخت و در این سفرها توشه ها از دانش و تحقیق اندوخت.

از معاصرین او می توان شیخ الاسلام امین الدین بلیانی و شیخ علاءادوله سمنانی را نام برد که خواجو به این دو پیشوا در عهد خود ارادت بسیار می ورزید.

از میان معاصران خواجو، ذکر نام حافظ لازمتر از همه است زیرا بین این دو استاد بزرگ ارتباط نزدیک وجود داشت. خواجو که به سال و تجربه شاعری بر حافظ تقدم داشت در مدتی که مقیم شیراز بود، چون دوستی که سمت رهبری داشته باشد بر اندیشه حافظ پرتو تعلیم انداخته بود و به همین سبب است که در دیوان خواجه شیراز، ابیات بسیاری می بینیم که به تقلید یا به استقبال از غزل های خواجو ساخته است.

خواجو از اختران پرنور آسمان شعر و ادب ايران٬ سخنوری بی نظير و نكته پردازی دلپذير است و او را نخلبند شعرا خوانده اند. سبك سخن وی به شيوه عراقی است معذلك در بسياری از قصايد خود به خاقانی٬ انوری٬ سنايی و كمال الدين اسماعيل نیز نظر داشته است.

خواجو در سن شصت و دو سالگی در حوادث سال ۷۵۰ در شیراز وفات یافت و آرامگاه او در تنگ الله اکبر شیراز نزدیک دروازه قرآن واقع است.

 

آثار وی عبارتند از:

دیوان قصاید و غزلیات و ترجیعات و ترکیبات و رباعیات، سام نامه،همای و همایون، گل و نوروز، روضة الانوار، کمال نامه، و....

 

        زآتشکده و کعبه، غرض سوز و نیازست
                   وآنجا که نیازست چه حاجت به نمازست

      بی عشق٬ مسخّــــر نشود ملک حقیقــــت
        کآن چیزکه جز عشق بود عین مجازست

  • Facebook Social Icon
  • YouTube Social  Icon